X
زندگی قافیه باران است
تاريخ : دوشنبه 8 اسفند 1390 | نویسنده : فائقه
بازدید : مرتبه

اینم کد بنر باران خانم اگه دوست داشتین تو وبلاگتون ازش استفاده کنین:)

مرسی دوست جونا

 

<embed src="http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up1/83387939013822122709.swf" quality="high" type="application/x-shockwave-flash" wmode="transparent" width="120" height="240" pluginspage="http://www.macromedia.com/go/getflashplayer" allowScriptAccess="always"></embed>



موضوع :
تاريخ : شنبه 18 شهريور 1391 | نویسنده : فائقه
بازدید : 544 مرتبه

عکسای باران رو ببینید تا سر فرصت بیایمو از تولد رنگین کمانیش بگیم

 



موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 8 شهريور 1391 | نویسنده : فائقه
بازدید : 746 مرتبه

سلاااااااااااام

چرا دیر به دیر و با پستهای کوتاه میام؟

آخه اولا باران خانم خیلی بهانه گیر شده و واقعا نمیزاره هیچ کاری انجام بدم و میگه همش بغلش کنم

دوما مسافرت رفتیم ،ماه رمضون و حالا هم تولد با تاخیر باران که به خاطر ماه رمضون و عید فطر و الانم

تعطیلی اخیر عقب افتاده و افتاده 16 شهریور

اندر احوالات ما که باران هنـــــــــــــــــــــــــــــوزم راه نیوفتاده

6 تا دندون داره

میتونه چند قدم راه بره ولی علاقه ای نشون نمیده

بهانه گیر شده ولی کلی حرفای جدید یاد گرفته و کلی شیرین کاری میکنه

میرقصه :چندین مدل باسن دست  تنه :)))))))

چشم چشم دو ابرو

لیلی لیلی حوضک

خلاصه کلی هنر نمایی و دلبری...

با اخبار تولدش میام ایشالا



موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 12 مرداد 1391 | نویسنده : فائقه
بازدید : 572 مرتبه

.



موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 11 مرداد 1391 | نویسنده : فائقه
بازدید : 672 مرتبه

یادمه پارسال همچین روزی چنین مطلبی نوشتم

فردا صبح قرار بود باران دنیا بیاد و من امروز رفتم آرایشگاه موهامو بافتم و ناخنمو دیزاین کردم ساعت 6 آخرین شام بدون بارانم خوردم

صبح ساعت 4:30بیدار شدیمو داشتیم آماده میشدیم که کم کم دلم درد گرفت به بابایی گفتم و بابایی گفت از استرسه ولی انگار خیلی درد دارم

باید میرفتیم دنبال مامان بزرگی تو راه کیسه آبم پاره شد و درد شروع شد

بدون خداحافظی رفتم تو اتاق و 4 ساعت درد کشیدم  تا دکتر بیاد وحشتناک بود

وقتی داشتم میرفتم اتاق عمل حسینو دیدم بیچاره داشت سکته میکرد منم که دید دارم درد میکشم حالش بدتر شد

تو اتاق عمل داشتم از هوش میرفتم و به دارو هم حساسیت دادم

همش سرفه میکردم تاااااااااااااااااااااااااااااااا

صدای بارانم اومد

واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای که زیباترین صدای دنیا بود

 

امشب شب تولدته عاشقتیم هر روزم بیشتر عاشقت میشیم

به قول خودت عجیجمممممممممممم

هزاران هزار بوس

 



موضوع :
تاريخ : يکشنبه 4 تير 1391 | نویسنده : فائقه
بازدید : 746 مرتبه

خیییییییییییییییییلی بهت خوش گذشت دخترم

قوربون اون

دعا کن یه خونه حیاط دار بخریم تا  همش بریم آب بازی

 



موضوع :
تاريخ : يکشنبه 28 خرداد 1391 | نویسنده : فائقه
بازدید : 716 مرتبه

هلنا جون ، عزیزم تولت مبارک

پارسال این موقع من منتظر اومدن بارانم بودم و هنوز تو رو نمیشناختم

وقتی داشتم تو وبلاگا میگشتم و دوستای جدید پیدا میکردم یه عکس قشنگ از تو و مامانت دیدم ،دلم ضعف رفت که بغل مامانتی

 

برای مامانت خیلی خوشحال بودم که صبرش به سر اومده بود و تو رو تو بغل داشت بعد یه مطلب خوندم که مامانی و بابائیت التماس دعا داشتن کلی با دوستامون دعا کردیم و منتظر بودیم که خدا رو شکر خدا خواست و مشکلی برات پیش نیومد

امروز دختر خوشگلی شدی و من همش برای دیدنت بهت سر میزنم عزیزم تولدت مبارک



موضوع :
تاريخ : يکشنبه 28 خرداد 1391 | نویسنده : فائقه
بازدید : 673 مرتبه

 

این روزا خیلی با اون سوسکه که قوربون دست و پای بچه اش میرفت همزاد پنداری می کنم

همش فکر میکنم بارانم خیلی با هوشه با همه بچه ها فرق میکنه زبان

کلی باهاش حرف میزنم نظرش برام خیلی مهم شده

:بارانم اینو بیشتر دوست داری یا اونو

:بارانم میخوای بریم خونه یا بمونیم

همون لوس بازیها که همیشه برام مسخره بود

آخه باور کنید کلی صاحب سبک و سلیقه شده

غذای مورد علاقه ،بازی مورد علاقه،آدمای مورد علاقه،...

 

واییییییییی تو همون بارانی که وقتی یه پارچه دورت میبستم و میخوابیدی همون طوری بیدار میشدی

حالا خواب میبینی از خواب میپری تا دلت بخواد تو خواب وول میزنی

عاشقتم ،میدونی یعنی چی ؟

دوست دارم میدونی یعنی چی ؟

اندازه تموم هاچیپوهای دنیا

اندازه همه دَدَهای دنیا

همه و همه شاید بیشتر

به خاطر تو همه چیز میشم

هر رنگی که دنیا برای شادیت بخواد گیر میارم و براش میبرم

تو آروم بخواب من اینجام

همه چیزم



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 16 خرداد 1391 | نویسنده : فائقه
بازدید : 759 مرتبه

سلاااااااااااااااااااااااااااام سلام

خیلی دلم تنگ شده بود ای دی اس ال نداشتیم ،از وقتی اومدیم این خونه تقاضا کردیم ولی هر روز میگفتن فردا پس فردا این آخریها که همش میگفتن یه ساعت دیگه زنگ بزن  ده دقیقه دیگه زنگ بزن و...

 

خلاصه هر جوری بود اومدیم و این شما و این قهرمان پیج مامان فائقه

 

 

 

باران

 

ما اومدیم با کلی حرف تازه

بوس به تمام دوست جونام که دلمون براشون تنگیده

 

 

فعلا تا چند ساعت دیگه



موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 24 اسفند 1390 | نویسنده : فائقه
بازدید : 775 مرتبه

 

 

سلام خاله جونا ما دندون در آوردیم مامانمون هنوز تو اسباب کشیه و آقا کابینتی هنوز از خونه تازه ایه بیرون

نرفته

ما تو خونه مامان بزرگ و بابا بزرگیم

خیلی به من خوش میگذره ،ولی مامانی و بابائی خسته ان و دوست دارن زودی کارامون تموم شه

منم برای اینکه خستگیشون در بره دارم همه استعدادامو نشونشون میدم

 

بعدا مامانم براتون میگه باشه آخه خوب نیست آدم از خودش تعریف کن

آره درست میبینید یه ماهی میشه که میشینم

 

 

آره خاله ها من میشینم ،



موضوع :
تاريخ : يکشنبه 7 اسفند 1390 | نویسنده : فائقه
بازدید : 768 مرتبه

سلام سلام اسباب کشی داریم

عکس دخملیه نشسته رو هنوز نتونستم بگیرم

سرمون کلا شلوغه ولی بابائی یه عکس تو حموم از عزیزم گرفته که خیلی  دوسش دارم

 

یه چیزیم میخواستم بگم :)ولی یادم رفت

 

باران همکاری کرده و چند دقیقا است خوابیده برم به کارام برسم

فعلااااااااااااااااااااااااااااااا

ا

                                                میخورمت تموم بشی حالا میبینی:*************



موضوع :
تاريخ : يکشنبه 16 بهمن 1390 | نویسنده : فائقه
بازدید : 796 مرتبه

سلام سلام

 

خاله ها باران جونم دیشب نشست

خیلی دیر بود و باید دوربینو خالی میکردم این شد که نتونستم عکس بگیرم امروزم تا کاراشو بکنم ساعت 10 صبح شده و وقت خواب صبحش شده تا شب عکس خاله ریزمو میزارم من که کلی خندیدم لق لق میزنه

:D

 

بابا حسین کلی قوربون صدقت رفته

فقط وقتی میخوای با عجله برگردی و پشت سرتو نگاه کنی یهو سقوط میکنی

 

میخورمت یه روزی حالا میبینی



موضوع :
تاريخ : جمعه 14 بهمن 1390 | نویسنده : فائقه
بازدید : 777 مرتبه

از وقتی به دنیا اومدی ناخداگاه میگفتم عشق زندگیم

میگفتم،

ولی نمیدونستم هر روز بیشتر عشقم میشی

نفسم میشی

همه چیزم...

عشقمی مامان جونم

با دنیا عوضت نمیکنم

 

 

وقتی صبح موهامو میکشی

یا صدام میکنی

یا بعد شیر خوردن صبحت

با هم بازی میکنیم

بازیه مال خودمی:)

کشف مامان فائقه و خاله ندا

اینجوریه :من محکم بغلت میکنم و تو کیف میکنی بعد میگم

این دخمله مالِ کیه تو نگام میکنی و میخندی

من میگم مال خودمه

خودم دنیاش آوردم

بعد بازم میخندی

میگم خودم شیرش میدم

مال خود خودمــــــــــــــــــــــــه

به هیچ کسم نمیدمش. هر دومون عاشق این بازیه به این لوسی هستیم:)

 



موضوع :
تاريخ : جمعه 14 بهمن 1390 | نویسنده : فائقه
بازدید : 2864 مرتبه

هی خانم خانما

پس کی میخوای مو در بیاری ؟

مامانت وقتی همسن شما بود کلی مو داشت

نمیخوام فکر کنی دارم بهت فشار میارما

ولی خوب مامان با مو خیلی ناز تر میشی اینم سندشباران خانم بدون مو

باران خانم با پوستیژ

البته از حق نمیشه گذشت اینقدر مو که انتظاری نیست در بیاری ولی یک دهمشم مامان راضیه شما سعیتو بکن

ببین خودتم انگشت به دهن موندیحالا اینقدر تعجب نکن



موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 7 دی 1390 | نویسنده : فائقه
بازدید : 947 مرتبه

 

 

 

خدائیش این هورمونو اگه کشف میکردم خیلی خوب میشد

 

                               داری از بیخوابی میمیری   ولی وقتی میخنده دندوناتو به هم فشار میدی و میگی

 

                               قوربوووووووووووووووووووونت برم ،مرسی خدا

 

 

 

مــــــــــــــــــــــــــــــــــــرسی خدا؟سوال

 

کاش یکم از این هورمونا داشتم میدادم به حسین



موضوع :
تاريخ : چهارشنبه 7 دی 1390 | نویسنده : فائقه
بازدید : 799 مرتبه

آموخته ام که با پول میتوان خانه خرید ولی آشیانه نه،

رختخواب خرید ولی خواب نه

ساعت خرید ولی زمان نه

میتوان مقام خرید ولی احترام نه

میتوان کتاب خرید ولی دانش نه

دارو خرید ولی سلامتی نه

خانه خرید ولی زندگی نه

و بالاخره

میتوان قلب خرید ولی عشق نه



موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد
درباره وبلاگ

چه جوری یه مادر شدمو احساس مادرانه پیدا کردم باورم نمیشه هر روز که میگذره وجود دخترم تو زندگیم پر رنگ تر میشه

آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 21 نفر
بازديدهاي ديروز : 24 نفر
بازدید هفته قبل : 528 نفر
كل بازديدها : 144268 نفر
امکانات جانبی